«لغت نامه دهخدا»
[پَمْ بَ / بِ زَ دَ] (مص مرکب)بیرون کردن پنبه از تخم. حلاجی کردن پنبه. تندیف. نَدف. حَلج. نَدش. (منتهی الارب). || پر کردن پنبه در چیزی: هر روز بهر پنبه زدن بر دواج چرخ صبح از عمود مشته کند وز افق کمان. اثیر اخسیکتی (از آنندراج). تفدیک، تفتیک؛ پنبه زدن. (منتهی الارب).