پنهان گشتن

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ گَ تَ] (مص مرکب) نهان شدن. مستور، مخفی، پوشیده گردیدن. تغریب. (منتهی الارب):
گر از چشم سرت گشته ست پنهان
بچشم عقل در هست او مُشهَّر.ناصرخسرو.
رویش اندر میان ریش تو گفتی
پنهان گشته است زیر جغبت کفتار.نجمی.
و رجوع به پنهان گردیدن و پنهان شدن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر