«لغت نامه دهخدا»
[رِ سَ بُ تَ] (اِخ) مراد محمود غزنوی است: پور سبکتگین تویی دولت یار خدمتت بنده بدور دولتت رشک روان عنصری. خاقانی. ط پور سقا. [رِ سَقْ قا] (اِخ) در لغت نامه های فارسی می نویسند که پورسقا همان شیخ صنعان است که عاشق دختری ترسا شد و دین او اختیار کرد و سپس توبه کرد. و گویند هفتصد مرید داشت. خاقانی گوید: بدل سازم به زنار و به برنس ردا و طیلسان چون پور سقا.خاقانی. منیری در شرفنامه آرد: نام مردی عالم ربانی و زاهدترین خلایق که بر دختر مجوسی عاشق شد و دین مغان برگزید و چون آن دختر بحبالهء نکاح او درآمد حق تعالی او و منکوحهء او و بیشتر مغان را هدایت معرفت دین اسلام روزی کرد. ط پورسنا. [پُ سِ] (اِخ)(1) نام پادشاه شهر کلوسیوم. و کلوسیوم در خطهء قدیمهء اتروریا از ایتالیا واقع است، پورسنا در 508 ق. م. ببهانهء اعادهء تارکین به تخت سلطنت بروم لشکر کشید و آن کشور را ضبط کرد ولی در همان اوان مغلوب شد و لاتن ها روم را از چنگ وی برون آوردند و فقط پاره ای از اراضی روم در دست وی ماند. (1) - Porsena.