«لغت نامه دهخدا»
"(ص نسبی) منسوب به پوست. از پوست. جلدی. قشری. - کاغذ پوستی یا کاغذ پوست آهو؛ کاغذی از پوست تنک کرده(1). قسمی کاغذ شفاف و محکم و شکننده. - کلاه پوستی؛ کلاه از پوست بره و بیشتر برنگ سیاه. مقابل کلاه ماهوتی یا مقوائی. ||پوست فروش. ||آنکه پوست کوکنار خورد و این در هند و در ایران قدیماً معمول بوده است. ||مرد کاهل و سست. تریاکی. (1) - Cutane, (ee)."