پوشیده حالی

«لغت نامه دهخدا»

[دَ / دِ] (حامص مرکب)چگونگی پوشیده حال:
نیست از بی جوهری پوشیده حالیهای من
آسمان چون تیغ در زیر سپر دارد مرا.
صائب (از آنندراج).
ط پوشیده حرف.
[دَ / دِ حَ] (ص مرکب)مرموز (؟):
از آن کیمیاهای پوشیده حرف
برانگیختم گنجدانی شگرف.نظامی.
ط پوشیده خواستن.
[دَ / دِ خوا / خا تَ](مص مرکب) مخفی خواستن. نهانی طلب کردن، استکتام. (تاج المصادر بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر