«لغت نامه دهخدا»
[لَ تَ] (ص نسبی) منسوب به پیلسته. عاجین. چیز ساخته از پیلسته و عاج. (فرهنگ نظام) : یکی پیلستگین منبر مجره زده گردش نُقَط در آب روین.منوچهری. مزن پیلستگین دو دست بر روی مکن از ماه تابان عنبرین موی. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). بت پیلستگین و گور سیمین نگار قندهار و فتنهء(1) چین. فخرالدین اسعد (ویس ورامین). (1) - ن ل: شمسهء.