«لغت نامه دهخدا»
[فِ کَ] (نف مرکب) که فیل افکند. که فیل را تواند برتافتن از نیرومندی. که با پیل برآید و او را پست کند از بس زورمندی و قدرت : شیربچه گر بزخم مور اجل رفت پیل فکن شیر مرغزار بماناد.خاقانی.