«لغت نامه دهخدا»
(اِخ)(1) پیندوس(2). نام سلسله جبالی میان قسمت جنوبی آرناؤدستان و تسالیا از طرف شمال در نزدیکی کونیچه با سلسلهء گراموس متحد میشود و بوسیلهء کوه شار و جبال بوسنه و هرسک یکرشتهء ممتد تا سلسلهء آلپ تشکیل میدهد. همچنین در حدود یونانستان شعبه ای بسوی خلیج سلانیک منشعب میسازد و خط حدود را تفریق می نماید، و در این حال بدو شعبهء موسوم به جومرکه و آگرافه منشعب میشود و کوه های آکارنانیا، اتولیا، و آتیکه را تشکیل میدهد. مرتفعترین ذروهء سلسلهء پیند، کوه اسمولیکه واقع در قریهء سامارینه میباشد که 2374 گز ارتفاع دارد و ارتفاع کوه ژیگو که در خط حدود و روبروی مچوه واقع شده به 1903 گز میرسد و نیز ارتفاع کوه بوچیکا که در خط سرحدی قدیمی واقع گشته به 2156 گز بالغ می گردد. از دامنه های شرقی سلسلهء پیند آب کوستم و چند نهر بیرون آمده رودخانهء قرصو را بوجود می آورند و همچنین از دامنه های غربی سلسلهء نامبرده نهرهای ویوسه و نارده جریان دارد. تمام قرای واقعه در دامنهء پیند مسکن طایفهء افلاک میباشد. عمدهء مشاغل آنها گوسفندچرانی است و برخی از اینان در موسم زمستان با گله و رمهء خود بجنگل های مستور از کاج و صنوبر و زمستانگاههای تسالیا میروند. سلسلهء پیند با جنگلهای کاج و صنوبر و نظائر اینها مستور میباشد چراگاههای قشنگ و آبهای خنک و مواقع و مناظر دلکش و دلفریب دارد و اکثر نقاط آن صعب العبور است. طریقی هم که از مچوه و تنگهء ژیگو گذشته از راه یانیه به ترخال و یکیشهر میرود در زمستان مسدود و مستور از برف است و قابل عبور نیست. رجوع به پند شود. (از قاموس الاعلام ترکی). (1) - Pinde. (2) - Pindus.