«لغت نامه دهخدا»
(حامص مرکب) تاب داشتن. || (اِ مرکب) کرباس تُنک که برای قاب دستمال و صافی بکار برند، پارچهء تنک که بدان مایعات یا چیزهای نرم کوفته را پالایند. قسمی پارچه با چشمه های فراخ. کرباس فراخ چشمه. پارچهء شل بافته که بیشتر برای خشک کردن ظروف تر بکار برند. کرباس شُلاته برای قاب دستمال و غیره، قسمی جامهء سست بافته.