تاجبخشی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (حامص مرکب) عمل تاج بخش، اعطای سلطنت. || بزرگی. جلال. پادشاهی :
چو سر از تن برفت سرنکشد
نخوت تاجبخشی دستار.خاقانی.
بنور تاجبخشی چون درخشست
بدین تایید نامش تاج بخشست.
نظامی (خسرو و شیرین ص 19).
بفیض ابروی سیما درخشی
جهان را تازه کرد از تاجبخشی.
نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر