تاروا

«لغت نامه دهخدا»

[رَ] (اِخ)(1) موضعی در ناحیهء «یوتیا»(2)که بردیای دروغی اهل آن جا بود: «... مردی بود نامش «وَهیَزْداتَ»(3) از اهل محلی که موسوم به «تاروا» و در ناحیهء «یوتیا» است. این مرد در دفعهء دوم بر من در پارس یاغی شد و بمردم گفت من «بردی» پسر کوروشم. بعد آن قسمت مردم که در قصر بودند از بیعت من سر تافته بطرف «وَهیَزْداتَ» رفتند. او شاه پارس شد». (بند پنجم از ستون سوم کتیبهء بیستون، از ایران باستان ج 1 صص 545-546).
(1) - Tarava.
(2) - Yautia.
(3) - Vahyazdata.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر