تخت پایه

«لغت نامه دهخدا»

[تَ یَ / یِ] (اِ مرکب) پایهء تخت. زیر تخت :
همه در زیر تخت پایهء شاه
صف کشیدند چون ستاره و ماه.نظامی.
پایه بر پایه، بردوید به بام
رفت تا تخت پایهء بهرام.نظامی.
گفتمش همسر تو سایهء تست
تاج من خاک تخت پایهء تست.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر