تخته پاره

«لغت نامه دهخدا»

[تَ تَ / تِ رَ / رِ] (اِ مرکب)تخته های جداشده از کشتی شکسته و جز آن :
صحبت غنیمت است بهم چون رسیده ایم
تا کی دگر بهم رسد این تخته پاره ها.صائب.
شکستگان ز حوادث غمی نمی دارند
که تخته پاره ز طوفان نمی کند پروا.وحید.
خردی گزین که خردی زآفت مسلم است
کشتی چو بشکند چه زیان تخته پاره را.
وحید.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر