تراش کردن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ کَ دَ] (مص مرکب)عبارت از آن است که مانند چیزی که خواسته باشند بسازند و آن چیز که ساخته شود، بعینه مانند منقول عنه گردد. (آنندراج). || تراش کردن درخت؛ بریدن شاخه های زاید آن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || تراشیدن ریش. (ایضاً). || تراشیدن. برداشتن از روی چیزی با آلتی بُرنده. (ایضاً) :
بقوت تو من از جملهء بنی آدم
تراش کردم چیزی چو کفشگر ز ادیم.
سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر