«لغت نامه دهخدا»
[تَ بَ] (اِ) تربه و ترف. کشک سیاه را گویند که بترکی قراقروت و آنرا ترف نیز گویند، و معرب تربه طربق است.(1) (انجمن آرا). ترب و تربه و ترف. کشک سیاه که بترکی قراقروت و بتازی مصل گویند، طربک معرب آن. (فرهنگ رشیدی) : چو نوشیدم ز تتماجش فروکوبید چون سیرم چو تربک رو ترش کردم کز آن شیرین بریدستم مولوی (از انجمن آرا و فرهنگ رشیدی). (1) - در برهان ترپک به این معنی آمده. رجوع به ترپک شود.