ترجمان شدن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ جُ شُ دَ] (مص مرکب) مقرر شدن. مفسر شدن. شارح شدن. بیان کننده شدن :
جهان چو مادر گنگ است خلق را و تو باز
بپند و حکمت از این گنگ ترجمان شده ای.
ناصرخسرو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر