«لغت نامه دهخدا»
[تَ مَ / مِ] (اِ مرکب) جامهء ترسا. چادر ترسا. جامهء زرد و کبود : نوک پیکانها چو در هم خانهء عیسی رسید چرخ ترساجامه را دجال اعور ساختند. خاقانی. و رجوع به جامهء ترسا و چادر ترسا ذیل ترکیبات «ترسا» شود.