«لغت نامه دهخدا»
[تَ گَ تَ] (مص مرکب)خائف شدن. ترسیدن. مرعوب گشتن. ترسان شدن : ز هر دو غریوی برآمد که کوه بدرّید و گشتند ترسان گروه.فردوسی.