ترسنده

«لغت نامه دهخدا»

[تَ سَ دَ / دِ] (نف) آنکه ترس و خوف دارد. (از ناظم الاطباء). خائف. ترسکار : گفتند چونست که ما هیچ ترسنده نمی بینیم، گفت اگر شما ترسنده بودی... (تذکره الاولیاء عطار). || جبان و کم جرئت. (ناظم الاطباء) :
ز دانا بود شاه با ترس و باک
ز ترسنده مردم برآید هلاک.فردوسی.
بترسید شیروی و ترسنده بود
که در چنگ ایشان یکی بنده بود.فردوسی.
کند هر یک آیین ترس آشکار
نیاید ز ترسندگان هیچ کار.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر