لغت نامه دهخدا

کلمه
اصرم
اصرمان
اصرمانی
اصرم اشهلی
اصرم بن حمید
اصرم بن سیف
اصرم بن عوف
اصرم خراسانی
اصرم شقری
اصرم کمرکی
اصرم کمری
اصرم یعقوب صابر
اصرمین
اصره
اصری
اصری
اصریباب
اصص
اصطاذنه
اصطاطیر
اصطاغیرا
اصطافالیس
اصطام.(1)
اصطب
اصطباب
اصطباح
اصطبار
اصطباغ
اصطبان
اصطبل
<صفحه 1206>