«لغت نامه دهخدا»
[اِذْ] (ع مص) اذآر کسی؛ بخشم آوردن او را. اغضاب. در خشم آوردن. (منتهی الارب). || ترسانیدن او را. || حریص کردن ویرا. ایلاع. || دلیر کردن او را بر. دلیر گردانیدن. (منتهی الارب). || برآغالانیدن ویرا بر. || مضطر کردن کسی را بسوی کسی(1). (1) - در نسخهء منتهی الارب چ طهران اِذّرَاَهُ آمده است و ظاهراً غلط است.