«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) ثابت شدن. || ارتکاز عِرق؛ برجستن رگ. پریدن رگ. (منتهی الارب). || ارتکاز بر قوس؛ گوشهء آن بر زمین نهاده بر آن تکیه کردن (برای برخاستن). بر کمان تکیه کردن. آنرا بر زمین فروبرده ایستادن.