«لغت نامه دهخدا»
[هُشْ شُ دَ] (مص مرکب) به خود آمدن. افاقه. (یادداشت به خط مؤلف). از مستی درآمدن. || هوشمند شدن : نگاه کن تن خود کز طراز حکمت او حکیم گردد بیدار و دل شود هشیار. ناصرخسرو. رجوع به هشیار شود.