اشذاذ

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) سخن نادر گفتن. (منتهی الارب). اَشَذَّ الرجل؛ جاء بقول شاذّ نادّ. (اقرب الموارد). اَشَذَّ الشی ءَ؛ یکسر(1) کرد آنرا و بنهایت رسانید آنرا. (منتهی الارب). اَشَذَّ الشی ءَ؛ نحّاه و اقصاه. (اقرب الموارد). || تنها و نادر کردن کسی را. (منتهی الارب). اَشَذَّهُ؛ ندره عن جمهوره. شذّ عن الجماعه؛ ندر عنهم و انفرد. (اقرب الموارد).
(1) - در متن چنین است ولی صحیح یکسو کردن است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر