اشک داوری

«لغت نامه دهخدا»

[اَ کِ وَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از گریهء بسیار. (برهان) (آنندراج). || گریهء مظلومان به پیش حکام. (آنندراج). گریه کردن مظلومان نزد حاکم برای دادرسی. (فرهنگ ضیاء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر