«لغت نامه دهخدا»
[اَ کِ کَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رطوبتی که از کباب بر سر آتش بریزد : چکید اشک کباب و نغمه سر کرد لب خشکی بخون از دیده تر کرد. زلالی (از آنندراج). و رجوع به اشک شود.