«لغت نامه دهخدا»
[اِ کَ نَ / نِ کَ دَ] (مص مرکب) ترید کردن. تهیه کردن اشکنه. ثرد. ثرید ساختن. خرد کردن نانی را در طعامی آبدار و خاصه در آبگوشت. و رجوع به اشکنه ساختن شود.