اشوس

«لغت نامه دهخدا»

[اَشْ وَ] (ع ص) به گوشهء چشم یا پلکها را فروخوابانیده و چشم را تنگ گرداننده نگرنده. ج، شوس. (منتهی الارب) (آنندراج). آنکه به گوشهء چشم نگرد. (زوزنی). نگرندهء به گوشهء چشم از تکبر یا خشم. (از المنجد). آنکه بدنبال چشم نگرد از خشم یا از تکبر. (مهذب الاسماء). || آنکه برای نگریستن چشم را کوچک و تنگ کند و پلکها را فروخواباند. (از المنجد). نگرنده بخشم یا کینه از تکبر و خشم. مؤنث: شَوساء. (از تاج العروس). متکبر. || شدید و گستاخ در جنگ. ج، شوس. (از المنجد). شجاع. دلیر.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر