«لغت نامه دهخدا»
[اَ بِ عُلْ] (ع اِ مرکب) نام شیرینی که بشکل انگشتان باشد بغایت سپید. (غیاث)(1) (آنندراج). و آنرا بفارسی انگشت کنیزان گویند. (آنندراج). قسمی از حلواست که بفارسی آنرا انگشت عروس گویند. (حاشیهء تحفه العراقین چ یحیی قریب) : در مجلس خاصگان گه سور ابیات من است اصابع الحور.خاقانی. (1) - در متن غیاث اصابع الجوز است.