«لغت نامه دهخدا»
[اَ فِ] (اِخ) کوههااند. (منتهی الارب)(1). جِ اصفر محمول بر احوص و احاوص و آن پشته هایی بود که پیامبر (ص) در راه بدر از آنها گذشت. و بقولی اصافر چندین کوه گرد هم آمده است که بدین نام خوانده شده اند و علت تسمیهء آنها اینست که کوههای مزبور تهی هستند، چه صَفَر بمعنی خلو است، و کثیر در این شعر اصافر را بدین معنی آورده است : عفا رابغ من اهله فالظواهر فاکناف هرشی قد عفت فالاصافر. (از معجم البلدان). (1) - صاحب منتهی الارب آرد: کأنه جمع اصفر و بقول برخی واحد ندارد.