«لغت نامه دهخدا»
[اَ صِحْ حا] (ع ص، اِ) جِ صحیح. (منتهی الارب) (قطر المحیط). مقابل مَرْضی. تندرستان. (غیاث). مردمان صحیح و سالم و تندرست. (ناظم الاطباء). و رجوع به صحیح شود.