اصحاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اصحاء سَکْران؛ هشیار شدن مست از مستی. (منتهی الارب). بهوش آمدن مست و مشتاق. (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). || اصحاء آسمان؛ گشاده و بی ابر شدن و پریشان و متفرق گردیدن از وی ابر. (منتهی الارب). صاف شدن آسمان. باز شدن هوا. اصحاء روز و آسمان؛ رفتن ابر از آنها. (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). || اصحاء فلان؛ در روز گشاده رفتن وی به جایی. (منتهی الارب). اصحاء قوم؛ بی ابر شدن آسمان برای آنان. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر