اصطراب

«لغت نامه دهخدا»

[اِ طِ] (ع مص) اندک اندک فراهم آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آن تا بخسبد و ترش گردد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). اصطراب لبن؛ اندک اندک گرد آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آنرا تا ترش شود. (از قطر المحیط). اصطراب شیر در مشک؛ کم کم گرد آوردن آن و فراگذاشتن تا بترشد. (از اقرب الموارد) (از المنجد). شیر بر هم دوشیدن. (تاج المصادر بیهقی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر