اصقار

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) اصقار شمس؛ تافته گشتن آفتاب. (از منتهی الارب). تافته گردیدن آفتاب، یقال: اصقرت الشمس. (ناظم الاطباء). اصقار شمس؛ اتقاد و برافروخته شدن آن. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر