«لغت نامه دهخدا»
[اِ فَ / فِ / فُ لِ بُ زُ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) ... سودمند بود بواسیر را و لون را نیکو گرداند و باه را زیاد کند و معده را قوت دهد و سلس البول را نافع باشد. پوست هلیلهء کابلی و هلیلهء سیاه، پوست بلیله، آملهء مقشر، پوست هلیلهء زرد، و فلفل و دارفلفل از هر یکی سی درم، زنجبیل و بوزیدان و بسباسه و شیطرج هندی و شقاقل مصری، تودرین و لسان العصافیر و حب فلفل و کنجد مقشر و قند سفید و خشخاش سفید و بهمن سرخ و سفید از هر یکی ده درم، مجموع را گرفته و پخته بروغن بادام چرب کنند و با سه چندان عسل کف گرفته بسرشند و شربتی یک مثقال تا دو مثقال بود و بعد از دو ماه استعمال کنند و قوت این اطریفل سه سال باقی است و می ماند و به غایت نافع. (اختیارات بدیعی).