اطلاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) به قطران و جز آن مالیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). قطران و جز آن مالیدن بر بدن. (آنندراج)(1). || میل کردن بسوی خواهش نفس، یقال: مااطلی نبی قطّ؛ هرگز به هوای نفس هیچ پیغمبری میل نکرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مااطلی نبی قطّ؛ یعنی به هوای خود نگرایید. مأخوذ است از میل عنق. (از اقرب الموارد). و حدیث مااطلی نبی قطّ، از این معنی است؛ یعنی بهوای خود نگرایید. (از متن اللغه). || کج گردیدن(2) بمردن و جز آن. (ناظم الاطباء). کژ گردیدن گردن بمرگ و نحو آن. (منتهی الارب) (آنندراج). اطلاء کسی؛ کج شدن گردن وی از مرگ یا جز آن: ترکت اباک قد اطلی و مالت. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). چسبیدن گردن از مرگ و جز آن. (تاج المصادر بیهقی). || اطلاء جانور دشتی ماده؛ داشتن بچه ای که بدنبال وی رود. (از متن اللغه).
(1) - در متن اللغه و اقرب الموارد این معنی در ذیل اِطّلاء آمده است.
(2) - کلمهء گردن از متن حذف شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر