اطلاء

«لغت نامه دهخدا»

[اِطْ طِ] (ع مص) بمعنی مطاوعهء مجرد آن است. تطلی. (از متن اللغه). رجوع به تطلی و طَلْی شود. اندوده شدن. (تاج المصادر بیهقی). || خویشتن را بقطران و جز آن مالیدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || خویشتن به عطر اندودن. (از متن اللغه). || دارو بر خویشتن اندودن. (زوزنی). || موی زهار را به نوره بردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (زوزنی). نوره بر خود مالیدن. (از متن اللغه).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر