«لغت نامه دهخدا»
[اَطْ] (ع اِ) جِ طیر. (متن اللغه) (ناظم الاطباء). || ججِ طائر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ طائر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) : تو خلیل وقتی ای خورشیدهش این چهار اطیار رهزن را بکش.مولوی. رجوع به طَیر و طائر شود.