«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) اظرار مرد؛ راه رفتن وی بر روی سنگ های تیز و سخت. (از اقرب الموارد). راه رفتن بر سنگ های تیز و سخت. (از متن اللغه). رفتن بر سنگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رفتن بر سنگهای تیز. (تاج المصادر بیهقی). || اظرار رونده؛ افتادن وی در سرزمین پر از سنگ تیز و سخت. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). || اظرار زمین؛ فزونی یافتن سنگهای تیز و گرد آن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). - امثال: اَظِرّی فانکِ ناعله؛ به طاء معروف تر است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مَثَلِ «اَطِرّی فانکِ ناعله» در ذیل مدخل اِطْرار شود.