اظطلام

«لغت نامه دهخدا»

[اِ طِ] (ع مص) ستم کشیدن و احتمال کردن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). انظلام. (اقرب الموارد) (متن اللغه). ستم کشیدن. (از اقرب الموارد). برای مطاوعهء ظَلَمَ و ظَلَّمَ. احتمال ظلم به طیب نفس در حالی که قدرت امتناع از آن را داشته باشند. و در آن سه لغت است: قلب تاء به طا و ظاهر کردن ظا (اظطلام)، و ادغام ظاء در طاء (اِطِّلام)، و آن بیشتر مورد استعمال است، و ادغام زاید در اصلی (اِظِّلام). (از منتهی الارب). ظلم و ستم را گردن نهادن. (لغت خطی). بیداد را گردن نهادن. (تاج المصادر بیهقی). و رجوع به انظلام و ظلم و تظلیم و اطلام و اظلام شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر