«لغت نامه دهخدا»
[اِظْ ظِ] (ع مص) سوار گردیدن زن هوده(1) را. گویند: هذا بعیر تظعنه المرأه؛ ای ترکبه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). اظعان هودج؛ سوار شدن بر آن. (از اقرب الموارد). اظعان زن شتر را؛ سوار شدن وی بر آن یا سوار شدن زن بر شتر بویژه در رفتن به بادیه برای جستن آب و علف و مانند اینها. (از متن اللغه). (1) - هودج.