اظفار

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (ع اِ) جِ ظُفر. ناخنها. (فرهنگ نظام) (آنندراج). جِ ظُفر و ظُفُر(1) و ظِفر و ظَفر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغه). جِ ظُفر. (ترجمان ترتیب عادل بن علی) (دهار) (زوزنی): الاّ انثنیت و فی اظفارک الظفر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص122). || کسر اظفاره فی فلان؛ غیبت کرد وی را. (از ذیل اقرب الموارد) (از کامل مبرد ص60). || جِ ظَفَر. فیروزیها. (آنندراج). و رجوع به اظافر و اظافیر و ظفر شود. || کنه های بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء)(2). کبارالقردان. (منتهی الارب) (متن اللغه). || اظفار جامه؛ آنچه از آن درهم شکند و بصورت شکن زره درآید. (از اقرب الموارد). آنچه از پوست بشکند و بصورت شکن زره درآید. (از متن اللغه).
(1) - گویند این ضبط فصیح لغات (لهجه ها) است. (از متن اللغه). ضبط مذکور از متن اللغه است. و مؤلف آن می نویسد: ظِفر و ظِفِر شاذاند. صاحب منتهی الارب و اقرب الموارد نیز ظِفْر بکسر را شاذ شمرده اند.
(2) - در آنندراج، میمونهای بزرگ است. و این غلط ظَفْر در ترجمهء کلمه دست داده زیرا در اقرب الموارد و متن اللغه کبارالقردان است و قِرْدان جِ قُراد بمعنی کنه است و جِ قِرد بمعنی کپی و بوزینه یا میمون، اقراد و قرود و قِرَد و قِرَدَه و قَرِدَه است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر