اعاله

«لغت نامه دهخدا»

[اِ لَ] (ع مص) اعالهء فریضه؛ فزودن بر آن. (از متن اللغه). افزودن در حساب(1) فریضه و برآوردن سهام فرائض را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). افزون کردن فرائض. (تاج المصادر بیهقی). || نفقه و قوت دادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نفقهء عیال دادن. (از متن اللغه). اعالهء عیال خود؛ کفایت کردن و قوت دادن به ایشان. (از اقرب الموارد). عیالداری کردن و کافی گشتن آنها را. (منتهی الارب)(2). || حریص گشتن. (ناظم الاطباء) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد)(3). در منتهی الارب این معنی در ذیل یایی آمده است. بسیارعیال شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء). || خداوند عیال شدن. (از متن اللغه)(4) (تاج المصادر بیهقی). || درویش شدن. فقیر شدن. (منتهی الارب)(5). در جستجوی شکار بودن. (از متن اللغه)(6). || جستجو کردن گرگ و پلنگ و شیر، شکار را. (از متن اللغه). و رجوع به اعوال و اعیال شود.
(1) - در ناظم الاطباء افزودن درجات فریضه است.
(2) - در ناظم الاطباء «عیال دادن» و «کافی گشتن آنها را» دو معنی دانسته شده است. در اقرب الموارد و متن اللغه هر دو به یک معنی آمده و صحیح تر است.
(3) - این معانی از واوی کلمه است. صاحب اقرب معنی اخیر را هم واوی و هم یایی دانسته است.
(4) - این معنی در اقرب الموارد و منتهی الارب و ناظم الاطباء در ذیل یایی است.
(5) - این معنی در متن مزبور در ذیل واوی است.
(6) - در ذیل واوی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر