«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ لِ خَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نقطهء اعتدال خریفی؛ رأس المیزان باشد، و چون آفتاب بدان جایگاه رسد به خریف، شب و روز مساوی باشند. (یادداشت بخط مؤلف). آغاز پاییز که درازی روز و شب مساوی گردد. (از فرهنگ فارسی معین). مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: دائره البروج و معدل النهار در دو نقطهء متقابل با هم بر زوایای غیرقائمه تقاطع میکنند که آنها را دو نقطهء اعتدال گویند، یکی آن که چون آفتاب از آن نقطه بگذرد به قسمت جنوبی درآید که آنرا نقطهء اعتدال خریفی و اعتدال خریفی و نقطه المغرب و مغرب الاعتدال گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون).