«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع اِ) اطوار و روش. یقال: هو علی اعسال من ابیه؛ ای بر وتیره و روش پدر خود است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جِ عَسَل، بمعنی انگبین و حبابهای آب که بر اثر وزیدن باد در حرکت باشند. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).