«لغت نامه دهخدا»
[اَ شَ] (ع ص) هر دو رنگ که با هم آمیخته باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هر دو رنگ آمیخته شده با هم. (از اقرب الموارد). || شبکور جهت پیری. (منتهی الارب). شبکور از جهت پیری. (ناظم الاطباء). کلانسال شده از جهت پیری. کسی که از جهت پیری کلانسال شده و پشت وی کمان شده باشد. ج، عُشم. (از متن اللغه). کسی است که خشک شده از پیری(1). (شرح قاموس). || درخت خشک شده از گرد و غبار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درختی که از گرد و غبار گرفتن خشک شده باشد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). (1) - در منتهی الارب و ناظم الاطباء، بمعنی شبکور ضبط شده ولی در کتب لغت دیگر معنی مزبور دیده نشد. شرح قاموس معنی آنرا بدین سان آورده: «کسی است که خشک شده از پیری» و در تاج العروس آمده: «من عسا کبراً و تقوس ظهره». در متن اللغه نیز بهمین صورت آمده و در اقرب الموارد نیز «من عسا کبراً» ضبط شده است. و صاحب تاج العروس ذیل عسا آرد: «عسا الشیخ...؛ کبر و ولی مثل عتی». و در ذیل «عتی» آرد: «عتیتُ کعتوت» و در مادهء «عتا» نویسد: «عتا الشیخ؛ اذا ولی و کبر و کذلک عسا، و عتا عتیاً؛ استکبر و جاوز الحد» و در خود منتهی الارب «عسا» بدین سان ترجمه شده: «عسا الشیخ؛ کلانسال گردید». همانطور که ملاحظه میشود معنی شبکور از هیچ متنی مستفاد نمیشود و به ظاهر مؤلف منتهی الارب «عسا» را به «عشا» اشتباه کرده است. زیرا «عشا» با شین معجمه بمعنی شبکوری باشد، چنانکه در تاج العروس آمده: «العشاء؛ سوءالبصر باللیل و النهار...» و فی الصحاح هو مصدرالاعشی لمن یبصر باللیل و یبصر بالنهار.