اعوص

«لغت نامه دهخدا»

[اَ وَ] (اِخ) جائی است نزدیک مدینه. (منتهی الارب) (آنندراج). موضعی است نزدیک به مدینه. (از اقرب الموارد). جائی است بنزدیک مدینه که در چند میلی آن قرار دارد. اسحاق گوید: خرج الناس یوم احد حتی بلغوا المنقی دون الاعوص. و نام وادی است بدیار باهله مر بنی حصن را. (از معجم البلدان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر