اغماد

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) در نیام کردن شمشیر را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بغلاف آوردن شمشیر: اغمد السیف؛ ادخله فی الغمد. (از اقرب الموارد). || در یکدیگر درآوردن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یک دیگر درآوردن اشیا: اغمد الراکب متاعه؛ رکّبه. (از اقرب الموارد). || نهادن گلیم بر پشت ستور در زیر بار تا پشت آن مجروح نگردد: اغمد الحلس؛ جعله تحت الرجل لیقی به الظهر من عقر الرجل. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر