افاقت

«لغت نامه دهخدا»

[اِ قَ] (ع مص) بهوش بازآمدن. (از منتخب بنقل غیاث اللغات). اِفاقه. رجوع به این کلمه شود : بخنکی آبی که بر روی من زدند افاقت یافتم. (ترجمهء تاریخ یمینی ص 298). مستی حماقت را افاقت نیست. (مرزبان نامه). و مستی بدان سبب اختیار می کنیم مگر از غلوای آن در دل ساعتی افاقتی یابم. (جهانگشای جوینی). و از سکرت جهالت افاقتی یابند. (جهانگشای جوینی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر