«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) بازدوختن توشه دان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دوباره دوختن درز مشک (قربه). (از اقرب الموارد). || پشیزه را میان دو پشیزه اش برآوردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).